سینما
پیدایی سینما مولود اندیشه مارک راجت انگلیسی بود .اندیشه او در باب تصاویر متحرک موجد پیدایی این پدیده جدید ارتباطی به شمار می اید.
سالهای بین 1927 تا 1933 در تاریخ سینما از اهمیت خاصی بر خوردار است.در طی این سالها بود که سینما هم از رنگ وهم از صوت استفاده نمود.ودر خلال ان پایان عصر سینمای صامت و اغاز دوران فیلمهای سیاه وسفید اعلام گردید.
فردوالر ,به دنیای تازه در کار سینما دست یافت.او به ساختن دوربینی نائل گردید که قادر بود از سه بعد پدیده مورد نظر را بپوشاند.
از جمله تمایزات اساسی بین سینما وتئاتر ,تماس مستقیم هنرمنداان تئاتر با تماشاچی است,در حالی که در سینما چنین نیست .
هنرپیشگان باید در برابر دنیایی از نور واهن به کار بپردازند وتماشاچیانی دور دست را در نظر اورند.
همچنین در کار تئاتر ,هنر پیشه وکارش محور به حساب می ایند,در حالی که تعدد وسائل و ابزار ونقش خاص انان در سینما ,این اهمیت کانونی را از هنرمند سلب می نماید.
علی رغم تشابهات سینما وتلویزیون ,وجوه افتراق این دو چشم گیر است کوشش دست اندر کاران سینما در راه انطباق ان با شرایط جدید ,مانع امحای سینما بعد از طلوع عصر تلویزیون گردید واین امر با افزایش نسبی بینندگان سینما ,بعد از کاهش اهمیت اولیه تلویزیون به خوبی مشخص است.