حقوق مداری در روابط عمومی

شناخت حقوق، توجه به حقوق متقابل و محور قرار گرفتن حقوق بنیان اخلاق اداری است. تا زمانی که اشخاص به حق های گوناگون واقف نشوند و رعایت آن حقوق را محور رفتار خود قرار ندهند، اخلاق اداری از تکیه گاهی محکم برخوردار نخواهد شد. بسیاری از بی عدالتیها و رفتارهای غیراخلاقی از نشناختن حقوق یکدیگر و عدم پایبندی به حقوق برمی خیزد. بنابراین از مهمترین عوامل اصلاح رفتارها و کردارها  حقوق شناسی است. اگر انسان به حقوق خود و دیگران اشنا باشد، جایگاه خود و دیگران را به درستی می شناسد و حد و مرزهای متقابل را در می یابد و همین دریافت زمینه اصلاح اخلاق را فراهم می نماید.

تاریخ جدید برگزاری آزمون تافل دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد

مرکز ازمون دانشگاه آزاد اسلامی با همکاری مؤسسه ETS در سال 85 اقدام به برگزاری آزمون تافل کرده است.

علاقمندان می توانند برای ثبت نام به مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی واقع در تهران. خیابان پاسداران. نبش بهستان ششم. پلاک 2 مراجعه نمایند. افراد علاقمند به شرکت در این آزمون می توانند با همراه داشتن دو قطعه عکس 4×3 و فتوکپی شناسنامه و فیش پرداختی برای ثبت نام به مبلغ یک میلیون و سیصد هزار ریال به حساب جاری 50002275 بانک رفاه کارگران شعبه پاسداران کد 140 به نام مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی، اقدام به ثبت نام کنند.

 

ردیف

تاریخ برگزاری آزمون

آخرین مهلت ثبت نام

1

28 مرداد(9آگوست)

12 تیرماه(3جولای)

2

22مهر(14اکتبر)

6شهریور(28آگوست)

3

27آبان(18نوامبر)

10مهر(2اکتبر)

4

23دی(13ژانویه)

6آذر(27نوامبر)

5

18اسفند(9مارچ)

2بهمن(22ژانویه)

 

 

 

هنر هشتم...یکساله

تولدت مبارک

 

هنرهشتـم یک ساله شد

 

۱۳۸۵/۰۵/۲۴

 

سالروز تولد یک سالگی وبلاگ تخصصی هنرهشتم مبارک باد

 

عادت 7 : اره را تیز کنید

عادت 7 درباره تامل کردن و تیز کردن اره است. مجالی شگفت تا بتوانید طبیعت بنیادی خود را کشف کنید و به گرایشهایی که نسبت به زندگی دارید دقیق تر بنگرید.

 

ابعاد چهارگانه بازسازی

بعد جسمانی (ورزش- تغذیه- کنترل فشارها)

بعد معنوی (تعیین ارزشها، تعهد، مطالعه و نیایش)

بعد ذهنی (مطالعه، تجسم، برنامه ریزی، نوشتن)  

بعد عاطفی – اجتماعی (خدمت، همدلی، روحیه تیمی)

 

بعد جسمانی: شامل توجه عمیق و مؤثر به تندرستی جسم است؛ تغذیه درست و مناسب، استراحت کافی و ورزش برطبق برنامه ریزی)

 

بعد معنوی: بازسازی و مرمت ساختار معنوی، انسان را رهبر و هدایتگر زندگی واقعی خویش می کند و هریک از ما به گونه ای متفاوت با بعد معنوی خویش در ارتباطیم و باید این ارتباط را ادمه دهیم و بهبود بخشیم.

 

بعد ذهنی: رشد و پرورش ذهن و نظمی که در مطالعه داریم عمدتاً در قالب تعلیم و تربیت رسمی شکل می گیرد و پس از مدتی فراغت از تحصیل از مطالعه و رشد و تعالی ذهنی غافل می شویم.

 

بعد اجتماعی- عاطفی: تجدید قوای اجتماعی – عاطفی همچون بازسازی ابعاد دیگر وقت گیر نیست زیرا می توانیم در ارتباطات معمول هر روز از زندگی، آن را به کار ببریم در عین حال انجام این امر مستلزم تمرین است.

 

عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید

اصول همکاری خلاق

نخستین شرط همکاری موفقیت آمیز هر گروه، تیم یا دسته آن است که در سایه تعاون متقابل اجتماعی، موفقیتها را جستجو کنیم.

روحیه تیمی نیز مانند خلاقیت سرشار از هیجان است. یکرنگی و خلوص نیت در ارتباطات شگفتی می افریند.

*پست ترین سطح ارتباطات ناشی از موقعیتهایی است که در پایین ترین حد اعتماد به وجود می آید.  علائم آن اتخاذ مواضع تدافعی و تقابلی و چشم پوشی بر رفتار و صفات نیکوی دیگران است و منجر به روابط برنده- بازنده یا بازنده- بازنده می شود.

وضعیت میانی نمودار ارتباطات (اعتماد و همکاری) ارتباطات مؤدبانه و محترمانه را نشان می دهد. در این موقعیت افرادی باهم ارتباط برقرار میکنند که به طور نسبی به رشد عقلانی رسیده اند و ارتباطشان سرشار از ادب و عاری از هر نوع همدلی است. و این نوع ارتباط چون فاقد هرگونه تشریک مساعی و خلاقیت است، به پایین ترین حد ارتباطات برنده- برنده می انجامد. (توافق)

نیروی جمعی

غالب مردم برای حل معضلات خویش، خود را بر سر دو راهی می بینند و هرگز راه حل سومی را سراغ ندارند. جستجو برای یافتن سومین راه حل، تغییر برداشت کاملاً متفاوتی از نیروی جمعی است. کلید و راز نهان دسیابی به روحیه تیمی، یافتن حس تعاون در ژرفای دل است. یکی از نتایج علمی زیستن مبتنی بر اصول آن است که ما را فردی کاملا منسجم و نظام یافته تربیت می کند. مردمانی که عمیقاً به نیمکره چپ مغز (بخش منطقی و استدلالی) متکی هستند، در حل مسائلی که محتاج خلاقیت زیادی است خود را عاجز و ناتوان می یابند.

به تفاوتها بها دهیم

بها دادن به تفاوتهای ذهنی، احساسی و روانی جوهره کار تیمی است. به طور کلی سرآغاز بها دادن به تفاوتها، شناخت این واقعیت است که مردم، جهان را آنگونه که هست نمی بینند بلکه از درون چارچوب ذهنی خویش به همه چیز می نگرند. فردی که واقعاً در ارتباطاتش دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، برای شناخت محدودیتهای اداراکی خویش از تواضع و فروتنی خاصی برخوردار است. مادامی که به یکدیگر و شیوه ادراک هم بها دهیم و این احتمال را قائل شویم که حق به جانب هر دوی ماست، تقریباً همیشه راه حل سومی هم وجود خواهد داشت.

 

 

عادت 5 : نخست بخواهید بفهمید، آنگاه جویای تفاهم باشید

ارتباطات مهمترین فن در زندگی محسوب می شود. همه ما در تمام مدت روز به   گونه ای با یکدیگر در ارتباطیم.

حال به این پرسش پاسخ دهید: شما به طور قطع سالهایی از عمر خویش را صرف خواندن و نوشتن کرده اید؛ سالیان درازی را به یادگیری سخن گفتن اختصاص داده اید، اما درباره گوش کردن چقدر سعی خود را مبذول داشته اید؟

 

گوش کردن ناشی از همدلی

رعایت اصل "نخست بخواهید بفهمید" مستلزم تغییر ژرف و عمیقی در برداشت و نگرش شماست. اغلب مردم با نیت پاسخ دادن به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند. به بیانی دیگر یا حرف می زنند یا خود را برای حرف زدن آماده می کنند. در حقیقت سخنان فرد دیگر را می شنوند و سپس برحسب سلیقه و بینش شخصی خود آن را تفسیر و توجیه می کنند.

گوش دادن ناشی از همدلی این نیست که صرفاً به دقت به سخنان دیگران گوش کنید، چراکه دقیق گوش کردن صرف، منش و روابط فرد دیگر را نادیده می گیرد.

گوش کردن ناشی از همدلی یعنی گوش کردن با نیت درک کردن؛ اینکه قبل از هرچیز جویای تفاهم باشید. این برداشت کاملا متفاوتی از گوش کردن است وقتی گوش کردن با دردآشنایی آمیخته شود چارچوبهای ذهنی درهم شکسته و فرو می ریزد؛ انگاه شنونده دنیا را همانطور که گوینده می بیند خواهد دید و برداشتها و احساسات اورا به خوبی درک خواهد کرد. طبیعی است که ارتباطات افراد تنها زمانی به حد اعلای  بهره وری می رسد که طرفین از درک صحیحی برخوردار باشند.

قبل از تجویز تشخیص دهید

قبل از تجویز هر نسخه شفا بخش نخست بهتر است که فرد مقابل را درک کرده و از مشکلاتش به خوبی سردرآوریم. رعایت این اصل به رغم دشوار و مخاطره آمیز بودنش در بسیاری از جنبه های زندگی ما صدق می کند. به هر تقدیر شاه کلید قضاوت خوب و صحیح، درک درست است. اگر هر کاری را با داوری آغاز کنیم، هرگز درک کاملی از موقعیتها نخواهیم داشت. نخست بخواهید بفهمید اصل صحیحی است که در تمام ارتباطات ما صدق می کند.

 

 

چهار برخورد ناشی از قیاس به نفس

اغلب ما هنگام گوش کردن به سخنان دیگران، عقاید، احساسات، انتظارات و داوریهای خود را دخالت می دهیم و به طور غیر ارادی می کوشیم که برای پاسخ به یکی از چهار روش ذیل توسل جوییم:

 

  1. ارزیابی: با انجام کاری موافقیم یا مخالف
  2. بازجویی: با توسل به چارچوبهای ذهنی خود، مخاطب را سئوال پیچ کنیم.
  3. تحمیل پند و اندرز: براساس تجارب شخصیمان نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم.
  4. تعبیر و تفسیر: رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه های خود می سنجیم.

 

راه حل و برخورد صحیح:

  1. مضمون تقلیدی (بیان مجدد جمله) 
  2. بیان کردن محتوا در قالب الفاظ دیگر
  3. انعکاس احساسات

 

عادت 4: برنده _ برنده بیندیشید

 4  برداشت در ارتباطات انسانی:

برنده/ برنده تکنیک نیست، بلکه فلسفه کلی کنش متقابل انسانهاست. در حقیقت بهترین نوع از چهار برداشت کنش متقابل است.

به طور کلی چهار برداشت حاصل از مناسبات انسانی عبارتند از:

برنده – برنده                                            بازنده – بازنده

برنده – بازنده                                            بازنده – برنده

 

برنده – برنده چارچوبی از ذهن و قلب است که به طور مداوم در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دوجانبه است. برنده- برنده یعنی تمام توافقها و راه حلها برای هر دو طرف نافع، سودمند و رضایتبخش است. با راه حل برنده – برنده همه از تصمیم خود خشنودند و برای اجرای ان احساس تعهد می کنند. در این حالت زندگی عرصه همکاری تلقی می شود نه میدان رقابت.

 

برنده – بازنده روشی مستبدانه و خودکامه است. با این مفهوم ذهنی که "من به مقصودم می رسم اما شما چیزی عایدتان نمی شود" پیروان این شیوه از قدرت و مقام و مال و اعتبار خود برای رسیدن به مقصودشان بهره می جویند. زندگی واقعیتی مستقل نیست، بلکه حقیقتی است با اتکای متقابل. بیشتر انچه از زندگی می طلبید حاصل همکاری شما و دیگران است و ذهنیت برنده – بازنده کنش متقابلی است که هرگونه همکاری و تعاون را نیست و نابود می کند.

 

بازنده- برنده

(من می بازم و تو می بری)

(پیش برو و مانند دیگران مرا لگدمال کن و پشت سر گذار)

(من بازنده ام، همیشه بازنده بوده ام)

(من میانجی صلحم، مهم نیست اگر که من نابود شوم و تو پیروز شوی)

این حالت از حال برنده – بازنده هم بدتر است ؛ چراکه هیچ استاندارد، تقاضا انتظار و بینشی در کار نیست. این کسان برای ابراز اعتقادات و احساسات خود جرات و جسارت کافی ندارند و تحت تاثیر قدرت ظاهری افراد به سهولت خود را می بازند. این شخص در برابر نقطه نظرهای دیگران سر تسلیم فرود می آورد و در سطح گروه بسیار نرم و آسان گیر است و او ظاهراً فردی مهربان است که به بهای از دست دادن حقوقش حاضر به رنجاندن دیگران نیست.

 

بازنده – بازنده

هرگاه دو فرد برنده – بازنده یعنی افرادی یک دنده، لجباز و خودخواه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، کارشان به ارتباط بازنده – بازنده می انجامد. باخت مضاعف باعث می شود که از هم کینه به دل گیرند و نیروی یکدیگر را خنثی کنند.گاه هردو عقب می افتند و گاه هر دو برابر می شوند. برخی افراد چنان دشمن را مرکز توجه خود قرار می دهند و ذهن را به رفتار او مشغول می دارند که تنها تمنای زندگیشان به شکست کشاندن رقیب است؛ حتی اگر چنین برخوردی به شکست خود آنان بیانجامد. آنان در حقیقت پیرو این فلسفه اند"اگر هیچکس برنده نشود؛ شاید تحمل باخت چندان هم بد و ناگوار نباشد"

 

راه حل برای رسیدن به کنش برنده – برنده

  1. مساله را از دیدگاه فرد دیگر ببینید. واقعاً در جستجوی درک او باشید؛ به نکاتی اشاره کنید که از نظر او مهم و ضروری است و به خوبی و حتی بهتر از او این نکات را توصیف کنید.
  2. موارد اصلی و نکات کلیدی را بدون توجه به موقعیتها شناسایی کنید.
  3. مشخص کنید که کدام نتایج راه حل کاملاً قابل قبولی را سبب می شود.
  4. برای دستیابی به این نتایج راه حلهای تازه و امکان پذیر را جستجو کنید.

 

عادت3: نخست امور نخست را قرار دهید

گوته: "پراهمیت ترین کارها هیچ وقت نباید قربانی کم اهمیت ترین کارها شوند".

در عادت 3 به پرسشهایی درباره زندگی و مدیریت زمان پاسخ می گوییم.

مدیریت زمان یعنی سازماندهی و اجرای امور براساس اولویتها.

ماتریس مدیریت زمان به وسیله دو معیار فوریت و ضرورت سنجیده می شود. موارد فوریتی به طور معمول ملموسند؛ مارا تحت فشار قرار می دهند و در انجام کار تاکید می ورزند.انجام این کارها خالی از لطف نیست و اغلب مطلوب دیگران واقع می شود با وجود این غالباً غیرضروریند. اگر تصویر روشنی از موارد ضروری و نتایج مطلوب و دلخواه زندگی پیش رو نداشته باشیم به سادگی در مسیری قرار می گیریم که تنها نسبت به کارهای فوریتی واکنش نشان می دهیم

 

 ماتریس مدیریت زمان

 

غیر فوری

فوری

 

ایجاد روابط

شناخت فرصتهای تازه

برنامه ریزی برای انجام کارها تفریح سازنده

2

بحرانها

مشکلات حاد

طرحهای مدت دار

 

1

ضروری

کارهای پیش پا افتاده

بعضی از نامه ها و مکالمات تلفنی

سرگرمی ها

4

بعضی از جلسات

رعایت کارهای همه پسند

بعضی از تلفنها

3

غیر ضروری

 
مربع شماره 1 مربوط به کارهای هم فوری هم ضروری است و افرادی که تقریباً همه روزه و در تمام اوقات در مربع شماره 1 به سر می برند پس از مدتی از ضربات فشار کاری از پا در می آیند آنها 90 درصد وقت خود را به مربع شماره 1 و ده درصد بقیه را صرف 2-3-4 می نمایند. آری این است شیوه زندگی افرادی که با بحران زندگی می کنند.

بعضی از افراد نیز تصور می کنند که در حیطه مربع1 فعالیت می کننددر حالی که بخش زیادی از اوقات خود را به کارهای "فوری و غیرضروری" (مربع3) اختصاص می دهند و این در شرایطی است که فوریت این قبیل کارها اغلب به اولویتها و انتظارات تعیین شده از سوی دیگران بستگی دارد.

افرادی که تقریباً تمام وقت خود را به مربع 3 و4 اختصاص می دهند اساساً زندگی بی مسئولیتی را سپری می کنند.

 

مردمان مؤثر هرگزبه محدوده های 3 و 4 گام نمی نهند چراکه این کارها خواه فوری یا غیرفوری هیچ گاه مهم و ضروری نیستند. آنان بخش 1 را نیز کوچک و حقیر می شمرند و بیشتر وقت خود را در مربع 2 می گذرانند. مربع 2 کانون مدیریت مؤثر فردی است و به کارهای غیرفوری و در عین حال ضروری مربوط می شود و می توان با برنامه ریزی و تدارکاتی برای پیشگیری از رویدادهای غیرمترقبه در مربع 2 ماند. افراد مؤثر هرگز مسائل را مرکز توجه قرار نمی دهند بلکه ذهنشان را به راه حل ها معطوف می دارند و قاطعانه می اندیشند.

 

"نه" گفتن را تمرین کنیم

برای گفتن "آری" به اولویتهای ضروری مربع2 ناگزیرید که به فعالیتهای دیگری که گاه ضروری می نماید، نه بگویید. شما همواره باید بالاترین اولویت را برگزینید و آنگاه با جسارت و چهره ای گشاده و خندان دست به عمل بزنید و بدون هیچ عذر، بهانه و سرافکندگی به بقیه چیزها "نه" بگویید. در حقیقت بلـه نیرومندی باید از ذهن و زبان شما بجوشد، به سطح آید و پاسخ "نه" را بر زبانتان جاری کند. فراموش نکنید در غالب مواقع "خوب" دشمن شماره1 "بهترین" است.

 

ابزارمربع 2

هدف آن نیست که اجزای برنامه خود را اولویت بندی کنید، مقصود آن است که اولویتهای کار و زندگیتان را به نظم درآورید.

 

* ارتباط: ارتباط به مفهوم آن است که بین بینش، رسالت، نقشها و اهداف، برنامه ها، اولویتها تمایلات و نظم و ترتیب شما اتحاد و هماهنگی وجود داشته باشد. همیشه در برنامه ریزی خود محلی برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در نظر بگیرید.

 

* توازن: ابزاری که در اختیار دارید باید بتواند شما را در ایجاد توازن در زندگی یاری کند تا بتوانید نقشهای خود را بشناسید و هرگز در جنبه های مهم زندگی از قبیل تندرستی، روابط خانوادگی، ارتقای شخصیت و کسب و کار قصور نورزید.

 

* انعطاف پذیری: ابزار برنامه ریزی باید همواره فرمانبردار شما باشد نه آمر و فرمان دهنده. این ابزار باید با اوضاع و شرایط نیازها و خصوصیات شما جور و هماهنگ باشد.

 

عادت 2: ذهناَ از پایان آغاز کنید

یعنی اینکه به روشنی مقصدتان را بشناسید، بدانید کجا می روید، تا بتوانید بهتر دریابید اکنون کجا هستید.

تلاش برای بالا رفتن از نردبانی که به دیوار اشتباهی تکیه داده شده است ما را از خیلی از ترقی های دیگر عقب می اندازد.

 

حاصل نخستین آفرینش خودتان باشید

از طریق تخیل می توانیم جهانهای نیافریده بالقوه ای را که در درونمان نهفته است را مجسم کنیم. از طریق وجدان می توانیم واقع گرایانه برای نیروهای درونیمان برنامه ریزی کنیم و با تلاش و اراده خود آن را عملی سازیم.

 

شعار رسالت شخصی

مؤثرترین گام برای رسیدن به اهدافمان در زندگی ایجاد حکم یا فلسفه یا شعار رسالت شخصی است. موفقیت در کار، موفقیت در منزل، موفقیت در تحصیل، صمیمی بودن، برنامه ریز بودن، مصمم بودن، پیشرفت، شجاعت و...

با داشتن شعار رسالت شخصی در حلقه نفوذمان گام برمی داریم.

 

هر آنچه در کانون زندگیمان است منشاء امنیت، هدایت، حکمت و قدرت ما خواهد بود.

امنیت: نمایانگر احساس ارزشمندی و هویت و لنگرگاه عاطفی و احترام به خود و قدرت اساسی ان در وجودتان است و پشتیبان فکری شماست.

 

هدایت: یعنی منشاء تعیین مسیر زندگی. یعنی چهارچوب درونی تان که به صورت معیارها و اصول و ضوابط برایتان تعبیر و تفسیر شده است. (ثبات)

 

حکمت: عبارتست از دیدگاهتان نسبت به زندگی و حس تعادل و ادراکتان از این که چگونه بخشها و اصول گوناگون به کار می روند و ارتباط آنها با یکدیگر. داوری و حس تشخیص و ادراک شما را نیز در بر میگیرد. (قدرت انتخاب و تصمیم گیری)

 

قدرت: عبارت است از توانایی یا ظرفیت دست به عمل زدن ، نیروی به انجام رساندن چیزی، نیروی حیاتی انتخاب کردن و تصمیم گیریها. (گرفتن سرررشته زندگی خوتان و اقدام به عمل)

 

 

حلقه نفوذ و حلقه نگرانی

کارهای روزانه ما در دو حلقه نفوذ و نگرانی قرار دارند. باید بدانیم وقت و انرژی خود را صرف چه چیزی می کنیم؟

همه ما نگرانیهای زیادی داریم، مشکلات کاری مشکلات خانوادگی و...

در مورد بعضی از مشکلاتمان کوچکترین اختیاری نداریم و در مورد بعضی از انها می توانیم کاری بکنیم(حلقه نفوذ)

افراد عامل تلاشهای فکری و جسمی خود را صرف حلقه نفوذ می کنند و به اموری می پردازند که می توانند در باره شان کاری بکنند. حال افراد واکنشی تلاش خود را به حلقه نگرانی معطوف می کنند. به نقاط ضعف سایر افراد و مشکلات محیط و اوضاع و شرایطی که نمی توانند در کف اختیار بگیرند توجه می کنند. حلقه نفوذ سرشار از بودن هاست"می توانم صبور باشم"  و حلقه نگرانی سرشار از داشتن ها! "اگر فرصت بیشتری داشتم".هرگاه می اندیشیم که مشکل بیرون از ماست خود آن اندیشه مشکل ماست.

 

عواقب انتخابهایمان را قبول کنیم

رفتار ما تابع اصول است. زندگی هماهنگ با اصول نتایج مثبت به بار می آورد و تخلف از انها عواقب منفی. در هر وضعیتی آزادیم که واکنش خود را انتخاب کنیم. اما با این کار نتیجه ملازم با آن را نیز انتخاب می کنیم. با بلند کردن یک سر چوب آن سر چوب را نیز بلند می کنیم. انتخابهای ما برای ما عواقبی خواهد داشت خوب یا بد باید بپذیریم و با فکر دست به هر اقدامی بزنیم.

 

 

عادت 1 : عامل باشید

انسانها تحت تاثیر دو نوع جبر زندگی میکنند:

جبر محیطی: اساسا می گوید تو حاصل انچه هستی که رئیس تو، همسر تو، یا وضعیت اقتصادی تو برای تو به وجود آورده است.

 و جبر روانی: اساسا می گوید آنچه هستی حاصل والدین توست. تو حاصل تربیت و تجربه کودکی ات هستی و گرایشهای تو ناشی از تجربه های توست.

روزانه محرکهای زیادی بر ما تاثیر میگذارد و میان محرک و واکنش آدمی آزادی انتخاب دارد.

ما به عنوان یک انسان، آزادی داریم خودآگاهی داریم و دارای تخیل هستیم و می توانیم فراسوی واقعیت را در آن زمان حس کنیم. دارای وجدان هستیم و دارای اراده هستیم، اراده ای مستقل: صاحب این توانایی که رها از هرگونه تاثیر بر طبق خودآگاهی خویش عمل کنیم.

توصیف عامل بودن:

رفتار ما کنش تصمیمهای ماست. اگر در زندگیمان تحت تاثیر شرایط جوی و روحی و محیطی تصمیم بگیریم یعنی اینکه رفتار واکنشی نشان داده ایم. افراد واکنشی اغلب تحت تاثیر محیط فیزیکی خود قرار می گیرند. اگر هوا خوب باشد حالشان خوب می شود. اگر هوا خوب نباشد بر رفتار طرز کارشان تاثیر می گذارد. همچنین افراد واکنشی تحت تاثیر محیط اجتماعی قرار می گیرند یعنی اگر مردم با آنها خوب رفتار کنند حالشان خوب می شود اگر خوب رفتار نکنند حالت تدافعی یا حمایتگر به خود می گیرند. افراد واکنشی زندگی روحی روانی خود را بر اساس رفتار دیگران بنا می کنند.

افراد عامل نیز نحت تاثیر محرکهای بیرونی (فیزیکی یا اجتماعی) قرار می گیرند. اما واکنش آنها نسبت به محرکها اگاهانه یا نا آگاهانه انتخاب یا واکنشی مبتنی بر ارزش است.

روزولت: "هیچ کس بدون تمایل خودتان نمی تواند شمارا بیازارد"

گاندی: "اگر خودمان احترام به خود را به کسی ندهیم احدی نمی تواند آن را از ما بگیرد.

اقدام به عمل:

همه افراد منتظرند که واقعه ای رخ دهد یا یک نفر از آنها مراقبت کند. اما کسانی که راه خوب را پیدا می کنند افراد عاملی هستند که راه حل مشکلاتند نه مشکلات. افرادی که ابتکار عمل را به دست می گیرند تا هر کاری را که لازم و درست است به انجام برسانند و کار را سرو سامان بخشند. عامل هستند.

 

هفت عادت مردمان موثر (استفان کاوی)

نگاهی به 7 عادت مردمان مؤثر

ما همانیم که مدام به آن می پردازیم، پس تعالی عمل نیست بلکه عادت است.

منش ما اساساً متشکل از عادتهای ماست. ضرب المثلی می گوید: اندیشه ای بکار تا عملی درو کنی. عملی بکار تا عادتی درو کنی. عادتی بکار تا منشی درو کنی. منشی بکار تا تقدیری درو کنی.

عادتها از عوامل قدرتمند زندگیمان محسوب می شوند. چون الگوهایی پیوسته و اغلب ناخودآگاه و مداوم و روزانه اندکه منش ما را نمایان می سازند و مؤثر بودن یا بی اثر بودن ما را ایجاد می کنند.

عادت یعنی نقطه تلاقی دانش و مهارت و اشتیاق

دانش یعنی نگرش و برداشت نظری: چه باید کرد و چرا؟

مهارت یعنی: چگونگی انجام دادن آن.  و اشتیاق یعنی: انگیزه و میل انجام دادن آن. برای اینکه کاری را در زندگیمان به عادت بدل کنیم، هرسه اینها باید حضور داشته باشند.

این هفت عادت مارا به سوی استقلال و سپس اتکای متقابل می برد.

استقلال، نگرش و برداشت من است این برداشت می گوید: من می توانم این کار را انجام بدهم، من مسئول هستم، من متکی به خود هستم، من می توانم انتخاب کنم.

اتکای متقابل، نگرش و برداشت ما است. ما می توانیم استعدادها و تواناییهای خود را به یکدیگر پیوند دهیم  و با همدیگر ثمره عظیمتری به وجود اوریم.

عادت 1: عامل باشید

عادت 2: ذهناً از پایان آغاز کنید

عادت3: نخست امور نخست را قرار دهید

عادت 4 : برنده- برنده بیندیشید

عادت 5 : نخست بخواهید بفهمید، آنگاه جویای تفاهم باشید

عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید

عادت 7 : اره را تیز کنید