چند اصل از اصول 14گانه مدیریت ژاپنی

اصول 14گانه مدیریت ژاپنی در همه جا، چه در شرکتهای کوچک و چه شرکتهای بزرگ اعم از بخش خدمات یا واحدهای صنعتی قابل اجرا است. 1. ایجاد یک عزم و اراده دائمی و مستمر، برای ارتقاء کیفیت و تولید کالاها یا خدمات با هدف اینکه توانمندی لازم را برای رقابت در بازار به دست آورد و تجارت شرکت و مؤسسه به قدرت خود باقی و پایدار بماند و علاوه بر آن اشتغال جدید هم به وجود آورد. 2. ما در عصر جدیدی از دوران اقتصادی هستیم که لازمه آن دگرگونی در روشهای مدیریتی است این دگرگونی تنها توسط انسان می تواند صورت گیرد، نه به وسیله سخت افزارها مانند کامپیوتر، وسایل خودکار و ماشین آلات تازه، هیچ مؤسسهای نمیتواند روشی را خریداری کند که او را به کیفیت برساند. بنابراین مدیران باید از خواب بیدار شوند، با مسئولیت خود آشنا گردند و رهبری تغییرات و تحولات را به عهده گیرند. 3. باید از تکیه بر تحمیل کیفیت از طریق بازرسی یا کنترل و مچ گیری دست کشیده شود. به عبارت روشنتر باید بازرسی در تولید انبوه با جایگزین کردن ایجاد کیفیت در فرآیند تولید به جای بازرسی و مچ گیری عمل گردد. 4. باید به روش رایج در خرید، که در آن فقط (قیمت) ملاک انتخاب است، خاتمه داده شود و به جای ان به تقلیل قیمت کل تمام شده توجه شود. ضمناً حرکت باید در جهتی باشد که هریک از اقلام مورد نیاز از یک فروشنده خریداری شود. روابط با فروشندگان و تامین کنندگان موارد مورد نیاز، بایستی مبتنی بر داد و ستد دراز مدت بر پایه اعتماد و دلبستگی متقابل باشد.

اصول چهارده گانه مدیریت ژاپنی

دلایلی که برای شکست یک شرکت عنوان می شود، معمولاً به مواردی نظیر مخارج گزاف ، راه اندازی، افت ارزش موجودی کالاهای مازاد، رقابت و یا هرچیز دیگزی غیر از علت اصلی، که به سادگی و روشنی همان مدیریت بد است، نسبت داده می شود.

 

ناتوانی مدیریت برنامه ریزی آینده و عدم پیش بینی مسائل باعث هدر رفتن نیروی انسانی، کالا، وقت و ماشین خواهد شد. که همه اینها موجب افزایش قیمت تمام شده خواهد گشت که مصرف کننده باید آنرا بپردازد. بدیهی است که مصرف کننده هرگز این علاقه را ندارد که در پرداخت بهای این ضایعات سهیم باشد. حاصل اجتناب ناپذیر این کار از دست دادن بهای بازار است و از دست دادن بازار نیز بیکاری و عدم اشتغال را در پی خواهد داشت.

 

کار مدیریت وابسته به موفقیت شرکتهاست و از آنها تفکیک ناپذیر نیست. مدیریت باید سیاستی را برای آینده انتخاب کند که مؤسسه در کسب و کار باقی بماند و بتواند برای کارکنان خود و دیگران مشاغل جدیدی را به وجود آورد. مدیریت مؤسسه بایستی قادر باشد طراحی کالا، خدمات و تدارک مواد، اشکالات تولید، کنترل فرآیند موجودی و مواردی که باعث می شود غرور و عزت کارکنان جریحه دار شود ، را شناسایی و درک کند. برای این منظور رعایت و پیاده کردن اصول چهارده گانه الزامی به نظر می رسد. این اصول پایه و اساس مدیریت ژاپنی است که از سل 1950 به عمل درآمده است.