مديران وفرمانروايان كساني هستند كه استعدادها وسليقه هاي گوناگون را در زير چتر مديريت گرد اورند وبدترين مديران كساني هستند كه مجموعه همسو و هماهنگ را متفرق سازند . پيامبر اكرم (ص)

چه نوع مديريتي مطلوب و موثر است ؟

يك مدير ممكن است در كار خود از سه روش مختلف استفاده كند .در حالت اول ممكن است اين اعتقاد براي او حاصل شود كه وظيفه او تحكم نظارت و اداره كردن گروه است او ممكن است مقام خود را در سطحي (فوق گروه) تصور نمايد.در حالت دوم ممكن است اين اعتقاد براي او حاصل شود كه وظيفه او كمك كردن به گروه در تامين مقاصد و هدف هاي همكاران است او ممكن است نقش خود را در (خدمت گروه) بداند .در حالت سوم مدير ممكن است معتقد باشد كه وظيفه او ياري كردن به همكاران در تعيين مقاصد جمعي و اجراي ان مقاصد است .او وظيفه خويش را در اين حالت در (ميان گروه) انجام ميدهد در اين حالت است كه مدير موفق خواهد بود تا با به كار انداختن همه امكانات همكاران خود را ياري نمايد و اين راه نيز تنها راه قابل توجيه مديريت در سازمان است تسلط يافتن بر گروه معارض با مباني مردم سالاري است و از جهت تاثيري كه در به كار انداختن استعداد هاي افراد دارد قابل ايراد است .تسلط بر افراد سبب ضعيف شدن يا از بين رفتن تواناييهاي فردي و جمعي خواهد شد و قدرت اعضاي گروه در اتخاذ تصميم مربوط به كار خود كاهش مي يابد .

رويه مبتني بر تسلط موجب تقليل تواناييهاي همه افراد گروه ميگردد . زيرا قدرت تصميم وابتكار عمل تنها در دست مدير است .حكومت و تسلط بر گروه كوششي در تضعيف قدرتهاي فردي داخل گروه است اين كوشش به از بين رفتن استقلال فرد در گروه منتهي ميگردد و يا اينكه قدرت و تسلط مدير مورد ترديد و تعارض افراد واقع ميشود اين امر امروزه در سازمانها كاملا به چشم ميخورد كه هر گاه كوشش مدير بر اين باشد كه بر زير دستان و همكاران خود نظارت وحكومت كند ناگزير حمايت واقعي همكاران خود را از دست داده است . تسلط بر افراد در سازمان ها به دو دليل ديگر نيز مردود شناخته ميشود نخست انكه هر گاه افراد تحت تسلط قرار بگيرند نا خواست مخالف مدير از طرف انان نسخ ميگيرد ومدير رسمي خود را خارج از جمع ميبيند و رهبري واقعي در ميان مخالفان مدير رسمي پديدار ميشود. در مرتبه دوم مطالعات علمي درباره مديريت خودكامه نشان ميدهد كه هر گاه افراد گروه نتوانند درمقابل مدير خود كامه مخالفتي ابراز دارند افراد گروه به عوض معارضه و مقام هاي رسمي شروع به ضديت و حمله به يكديگر خواهند كرد.

((ليپت)) درباره گروهي كه داراي مديريت خود كامه بود مطالعاتي كرده است و نتايج مطالعات خود را در اين مورد با حاصل بررسي از گروه ديگري كه داراي رهبري مبتني بر موازين ازاد منشي بوده است مقايسه كرده ونتيجه گرفت كه افراد وابسته به گروهي كه ازمديريت خود كامه برخوردار بوده اند سي مرتبه بيش ازافراد گروه ديگر نسبت به يكديگر دشمني و خصومت نشان داده اند .

زماني كه مدير به صورت رسمي منصوب ميگردد نبايد از پيش خود مقاصد و اهداف سازمان را تعيين كند زيرا تعيين مقاصد به طرز فوق مدير را در وضعي قرار ميدهد كه خود را فوق گروه ميابد . اگر او نظر ها و عقايدي درباره هدف جامعه كاركنان سازمان خود دارد و مايل است كه مورد توجه انان قرار گيرد بايد پس از اينكه خود مورد قبول انان قرار گرفت نظر هايش را به عنوان پيشنهاد و نه به صورت توصيه هاي رسمي به گروه تحميل كند عضويت واقعي او در ميان همكارانش از بين ميرود هر چند در ظاهر از دستوراتش پيروي ميكنند وي تمام سعي خود را در جهت پيشبرد اهداف سازمان به كار نمي برد و هميشه كار شكني هايي از خود بروز ميدهد . در جريان به وجود اوردن بهبود دائمي مدير سامان بايد در تحكيم يگانگي و اتحاد همكاران خود بكوشد و فعاليت هاي تجربي و علمي انان را ارجمند بدارد وبه سرمايه جمعي انان بيفزايد و روح اعتقاد و ارامش را در انان و حدود اختيارات گروه را مشخص نمايد تعالي افكار و تجربه را ميسر سازد زيرا در بين كار مندان سازمان هميشه كساني هستند كه استعدادهاي فوق العاده اي دارند كه جهت بهبود و پيشرفت سازمان ها اثر بخش است ولي متاسفانه به انان اهميت داده نمي شود و اين مديران كارامدهستند كه ميتوانند با ميدان دادن به اين افراد استعدادهاي انان را شكوفا كنند . او بايد به عنوان مدير ساختن فراهم ساختن فرصتهاي مطلوب مديرتي براي افراد سبب افزايش تواناييهاي فردي و تقويت قدرت جمعي ميگردد.

راههاي جلب همكاري افراد سازمان

يكي از راههاي جلب افراد با مدير سازمان عبارت است از اشكار ساختن علاقه واحتياج به ياري و كمك به انان است .مدير تصريح اين مطلب است كه برنامه هايي كه حاصل ميشود از ان همه همكاران است نه مديران سازمان مدير سازمان هرگز نبايد عملي انجام دهد كه كاركنان سازمان ان را به علت كسب نام و شهرت بدانند.

بسياري از مديران و كاركنان جديد در جلب همكاري و پشتيباني همكاران قديمي وبا سابقه اغلب افراد جوان را بي تجربه و خا م ميدانند و به دانش انان اهميت نمي دهند در اين حال تا مديران جوان كوششي خارج از حد متعارف بعمل نياورند وبه اين قبيل همكاران خود اشكار نسازند كه او مايل است از دانش و تجربه انان استفاده شايسته بنمايد احتمال اينكه ايشان از او حمايت نكنند ودر تقويت برنامه هاي او سر باز زنند بسيار است .يكي ديگر از راه هاي موثر در جلب ياري همكاران اين است كه روشن گردداو جهت اخذ اطلاعات وكمك به ياري و همفكري انان محتاج است .

چند پيشنهاد عملي براي مديران :

1-كوشش كنيد افراد متواضع باشيد .
2-براي همكاران خود روشن كنيد كه به ياري انان علاقه مند هستيد وبه ياد گرفتن تمايل داريد
3-نكات بر جسته برنامه ها و صفات ممتاز كاركنان را دور از نظر نداريد .
4-بيش از انچه صحبت ميكنيد گوش دهيد .
5-با افراد درباره كارشان مذاكره كنيد .
6-در اتاق خود را به روي همكارانتان باز و خود را در خدمت انان بگذاريد .
7-از گوشه و كنايه ومزاح كه موجب خفت و كوچكي عضوي از كاركنان ميشود جدا احتراز كنيد.