تبليغاتX
هنــرهشــتم

هنــرهشــتم

در خصوص ارتباطات ، روابط عمومی ، روزنامه نگاری ، خبرنگاری ، تبلیغات و رسانه

 

هـر کـدام از مـا گاهی اوقات از خود سوال می کنیم که چرا ایـن هـمـه وقـت، انـرژی و تـخـصـص را بـه شـغل فعلی خود اختـصاص داده ایم و بـعد فـکر می کـنـیـم که زمان تغیـیر فرا رسـیـده و شروع می کنیم به ورق زدن صفحات آگهی های اسـتـخدام و در بـعـضـی مـوارد نـیـز به فــکر راه انداختن یک تـجـارت شـخـصـی می افتیم. پیش از اینکه برگه استعفای خـود را امـضـا کنـیـد، بـبـینید کـه آیــا شغل شما به راستی نیازها و احتیاجاتتان را برآورده می سازد یا خیر.

 

همه چیز به مسائل مالی محدود نمی شود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رضـایت شغلی بندرت با مسائل مالی ارتباط پیدا می کند،

البته باید توجه داشت که میانگین بالای حق الزحمه تحمل شرایط دشوار شغلی را اندکی آسان تر می کند. کارگران نصب پرچم در بزرگراه ها و کارگران شهرداری که با کامیون های زباله جمع کن به پاکیزگی شهر کمک می کنند، وظایف مهمی را به گردن دارند که شاید هیچ یک از ما خواستار انجام چنین اموری نباشیم. آنها به این دلیل شغل خود را رضایت بخش و قابل تحسین تصور می کنند زیرا می دانند که چه نقش مهمی را در جامعه ایفا می کنند.

 

فرصت های موجود برای پیشرفت و بروز استعدادها در هر اداره و نهادی تاثیر بسزایی در رضایت شغلی کارکنان می گذارد. هر چه فشار کاری کمتر باشد شرایط بهتر می شود. هنگامیکه شرایط برای پیشرفت و به رسمیت شناخته شدن وجود داشته باشد، مقدار معینی فشار کاری قابل تحمل است.

 

مطابقت کارکنان با شیوه مدیریت و ارزشهای شرکت از دیگر فاکتورهای کلیدی در ایجاد رضایت شغلی است. پاداش های منصفانه، در نظر گرفتن حقوق و مزایای مناسب و آرامش در محیط کار، توانایی اداره کارکنان را برای مدیران افزایش می دهد و به عنوان مشوق هایی برای رسیدن به رضایت شغلی به شمار می روند.

 

آیا از رفتن به محل کار خود لذت می برید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر روز صبح باید با اشتیاق از رخت خواب بیرون آمده و آماده رفتن به محل کار خود شوید. اگر شغل خود را دوست نداشته باشید انجام این کار برای شما غیر ممکن خواهد شد. اگر شب گذشته تا دیروقت بیدار نبوده و به مهمانی هم نرفته باشید ولی هنوز هم با سختی از خواب بلند می شوید شاید در این شرایط مغز و بدن شما بخواهند پیغامی را به شما برسانند. شرایط مناسب شغلی، همکاری خوب تیمی و انجام وظایفی که از آنها لذت می برید، بیدار شدن صبح شما را آسانتر می کنند. احساس مسئولیت پذیری که از طرف کارفرما به شما القا می شود عامل موثرتری برای تشویق شما در رفتن به محل کار محسوب می شود.

آیا انتظارات شما منطقی است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر هنوز جزء تازه واردها هستید نباید انتظار حقوق و مزایای هیئت مدیره شرکت را داشته باشید. رها کردن شغل به این دلیل که مجبور هستید به سختی کار کنید و وقت آزاد چندانی ندارید، یک کار غیرمسئولانه و نوعی بی تجربگی به حساب می آید. حتی اگر از تحصیلات عالیه برخوردار بوده و به اندازه کافی شور، اشتیاق و انرژی در شما یافت می شود برای پیشرفت و ترقی و بالارفتن از پله های نردبان زندگی شغلی باید خود را نشان دهید و توانایی هایتان را به اثبات برسانید.

 

رفتارها و توانایی های خود را به طور واقعی تخمین بزنید و به این دلیل که تنها از شغل خود احساس رضایت نمی کنید از کار کردن دست نکشید. بهتر است از منفی بافی دست بکشید. اجازه ندهید تا افکار منفی اطرافیان به ذهن شما نفوذ کند اگر چنین اتفاقی روی دهد شما وارد یک چرخه منفی گرایی می شوید.

 

آیا شغلتان مشوق و محرک شما در زندگی نیست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر کسی در مقابل تلاش روزانه خود انتظار پاداش دارد. اگر شما احساس می کنید که در کار روزانه خود هیچ گونه کار مفیدی را انجام نمی دهید از مدیریت درخواست واگذاری مسئولیت های بیشتری را بکنید. کارفرمایان زیرک و مقتدر همیشه کارکنان خود را به امتحان کردن وظایف جدید و یادگیری مهارت های تازه تشویق می کنند، حتی اگر امکان اشتباه وجود داشته باشد. از بین کارهایی که از انجام آنها لذت می برید برای انجام وظایف بیشتر پیشنهاد دهید تا توانایی شما برای رسیدن به هدف افزایش پیدا کند.

 

 

آیا احترام و ارزش شما حفظ می شود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنگامیکه یک شرکت بر اساس اصول بنیادین کار و تجارت پیش رود، هیئت مدیره برای پیشنهادات کارکنان ارزش قائل بوده و موفقیت ها را با همه تقسیم می کنند. در این شرایط تمام خدمه از شغل خود احساس رضایت می کنند. ایده های جدید، افکار خوب، بالا بردن بهره وری، افزایش فروش و کاهش شکایات مشتریان از مواردی هستند که استحقاق تشویق و تمجید را دارند. کارمندان در هر سطحی باید احساس کنند که تلاش آنها مهم است و کار مفیدی را انجام می دهند. حال چه کار آنها سروکله زدن با مشتری های سر سخت باشد چه طراحی وب سایت جدید شرکت. اگر احساس کنند که آنها نیز در در موفقیت کل مجموعه سهمی هر چند ناچیز را به گردن دارند، احساس موفقیت و رضایت شغلی به خودی خود به وجود می آید. اضافه کاری های طولانی مدت و بدون هیچ حقوق و یا حتی تشکر و قدردانی واقعا مایوس کننده است.

 

 

آیا شما در شغل خود صادق و درستکار هستید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا شما به جایی که کار می کنید و یا کاری که انجام می دهید افتخار می کنید؟ هنگامیکه ارزشها و اولویت های شما و شرکتی که در آن مشغول به کار هستید در یک ردیف قرار می گیرند، بدون شک شما احساس بهتری خواهید داشت. اگر به دلیل بالا بردن نرخ فروش در کار خود مرتکب خلاف شوید، این امر خود به عنوان یکی از عوامل ایجاد نارضایتی شغلی محسوب می شود. اگر به راحتی نتوانید گزارش کار روزانه خود را برای خانواده و یا دوستان خود تعریف کنید، مطمئنا شغل فعلی مناسب حال شما نیست. وجود ارزش و احترام بدون توجه به حقوق بالایی که دریافت می کنید، جزء مهمترین عوامل به شمار می رود.

 

آیا شغل شما با برنامه ریزی 5 سال آینده تان مطابقت دارد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اهداف طولانی مدت خود را بررسی کنید و در شغل فعلی به دنبال رشد استعدادهای درونی خود بگردید و فرصت هایی برای فراگیری نکات جدید پیدا کنید. می توانید کلاس هایی در مورد سرمایه گذاری های کلان، چگونگی برگزاری سمینارهای بزرگ، روش انجام چندین پروژه در یک زمان و ... را انتخاب کنید و به یادگیری علوم جدید بپردازید، نصایح مدیران ارشدی را که قبول دارید گوش دهید.

 

حتی اگر شغلتان از بعضی جهات خسته کننده به نظر می رسد، مجموعه ای از افراد را گردهم بیاورید تا به شما در بالا رفتن از پله های نردبان شغلی کمک کنند. هنگامیکه با یک دید باز در جهت رسیدن به اهداف شخصی خود گام بردارید به این نتیجه می رسید که تا چه اندازه موقعیت شغلی فعلی شما رضایت بخش است.

 

آمادگی تغییر و تحول را داشته باشید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لازم نیست تمام طول عمر خود را صرف کار کردن در یک شرکت بخصوص کنید، این کاری است که پدر بزرگ ها انجام می دادند. ما حق انتخاب داریم. هیچ شک و تردیدی در تغییر شغل فعلی برای رسیدن به اهداف به خود راه ندهید. استعدادها و علایق شما رشد کرده و تغییر می کنند. مهارت های جدیدی پیدا می کنید که به شیوه متفاوتی شما را در راه رسیدن به اهدافتان راهنمایی خواهند کرد.

 

اما پیش از اینکه تصمیم به تغییر شغل بگیرید، ابتدا مطمئن شوید که شغل شما ایراد دارد و و مشکل از جانب خود شما نیست. در غیر این صورت احساس نارضایتی همواره به دنبال شما خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 7:19  توسط ن-کاکاوند  | 

  1. نگرش مثبت:

همیشه مثبت باشید و به موفقیت بیاندیشید نه به شکست! از نکات منفی پیرامون محیط کاری خود آگاه شوید اما به دنبال این نباشید که تقصیر شکست ها را به گردن بیاندازید.

 

  1. بر اساس واقعیات اهداف واقعی تصمیم بگیرید:

اهداف خودتان را به طوری دقیق، واضح و قابل سنجش یادداشت کنید و طرحی برای رسیدن به این اهداف ترسیم کنید و خیال پردازی نکنید!

 

  1. اهل عمل باشید:

هدف گذاری بدون عمل ارزشی ندارند، از این که کار را از همین الان شروع کنید  نهراسید. چرا که با عمل کردن است که یاد می گیریم.

کارهایتان را اولویت بندی کنید، در آن واحد همه چیز مهم نیست بلکه همیشه از بین

 گزینه های مختلف بهترین را برگزینید.

 

  1. هرگز از یادگیری غافل نشوید:

همواره دانش و مهارت خود را ارتقاء و به طور مداوم به روز کنید، تغییرات پیرامون خود را بشناسید، هم فرد و هم سازمان مسئولیت دارند که دانش جدید را در محیط کار معرفی کنند.

 

  1. سخت کوش باشید و با پشتکار باشید:

موفقیت در کار مانند ورزش دو استقامت است و نیاز به پایداری و تلاش دارد.

 

  1. بیاموزید که جزئیات را تحلیل کنید:

تمامی واقعیت ها و داده های ممکن را از تمامی منابع بررسی کنید. از اشتباه خود پند بگیرید و موفقیت هایتان را تکرار کنید. گاهی تجزیه و تحلیل شما را به یک الگوی قابل تکرار می رساند.

 

  1. وقت و سرمایه خود را غنیمت بشمارید:

همیشه محدودیت ها وجود دارند، تا حد ممکن محدودیت ها را شناسایی کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران شما را از اهدافتان غافل کنند.

 

  1. از نوآوری نهراسید:

همیشه در انجام کارها این سئوال را مطرح کنید آیا کاری که انجام می دهید بهترین روش انجام کار است یا روش بهتری برای انجام کار وجود دارد.

 

  1. به طور مؤثر با دیگران ارتباط کنید:

شما مانند یک جزیره نیستید و باید دیگران را درک کرده و به طور مؤثر با آن ها ارتباط برقرار کنید.

 

  1. راستگو، مسئولیت پذیر و قابل اعتماد باشید:

اگر به دنبال ایجاد و اجرای این صفات نباشید، هرآنچه در بالا گفتیم بی معنی است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 7:13  توسط ن-کاکاوند  | 

 

   زندگی کردن در دنیایی جهانی تر یعنی زندگی در دنیایی به هم وابسته تر که در آن رخدادهای یک سوی جهان، مستقیما بر وقایع سوی دیگر آن تاثیر می گذارد.

بدین ترتیب، ساده ترین تعریف جهانی شدن، " به هم وابستگی " است. این پدیده دارای ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بوده اما مهمتر از همه با «ارتباطات» عجین شده است.

در طول سی سال گذشته، مهمترین نیروی دگرگون کننده زندگی ما، بازارهای اقتصادی و یا بهم وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده، بلکه تاثیر ارتباطات بوده است که عموما تحت عنوان "انقلاب ارتباطات" خوانده می شود.

انقلاب ارتباطات اصولآ به اواخر دهه شصت برمی گردد که اولین سیستم ماهواره ای کارا، که امکان ارتباطات هم زمان در سراسر جهان را فراهم می ساخت، به هوا فرستاده شد. پس از آن نیز، تغییرات بسیار دیگری در جهان رخ داد و در طی این تغییرات، اتفاق مهمی افتاد و آن تلفیق فناوری اطلاعات از یک سو و رایانه ای شدن از سوی دیگر بود. 

پس شکی نیست که اصلی ترین عامل بهم وابستگی روزافزون ما، تاثیر ارتباطات بوده که در این میان "ارتباطات هم زمان" از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

همه انسان ها در جوامع مدرن باید به سؤالات مهمی درباره هویت خود پاسخ بدهند و ناگزیر در طول زندگی انتخاب های مهمی کنند. از سؤالات روزمره همچون چگونگی لباس پوشیدن، چه چیزی خوردن و تفریحات گرفته تا تصمیمات اساسی درباره روابط، باورها و شغل خود. در جوامع سنتی کم و بیش نقش های ثابتی برای افراد تعریف می شد. در حالیکه در جوامع مدرن، انسان باید خود نقش هایش را بسازد. اهمیت یافتن مسئله هویت، هم یکی از علل تغییرات نهادی است و هم یکی از نتایج آن.

یکی از عواملی که آنتوني گیدنز در بحث هویت شخصی بر آن تأکید می ورزد رسانه ها هستند. رسانه ها درک فرد از روابطش را تغییر می دهند. اطلاعات و افکاری که رسانه ها در جامعه منتشر می کنند فقط بازتابی از جهان اجتماعی نیست بلکه یکی از عوامل و نیروهای مؤثر در شکل جهان اجتماعی است. این رسانه ها در بازاندیشی مدرن نقشی محوری دارند و گزینه های انتخاب ما را مشخص کرده و سبک های زندگی را به ما معرفی می کنند .

دانش ارتباطات ، مجموعه ای از علوم انسانی و اجتماعی است که شاخه های بسیار متنوعی مانند خبرنگاری نوشتاری و رادیویی ـ تلویزیونی ، مطالعات اجتماعی رسانه ها ، سیاستگذاری و مدیریت رسانه ای ، پژوهش در رسانه های جمعی ، روابط عمومی ، ارتباطات شفاهی ، ارتباطات سازمانی و نظایر آن را در برمی گیرد . در سالهای اخیر ، در کشورهای توسعه یافته ، علوم ارتباطی و فعالیت های آموزشی و پژوهشی مرتبط با آن ، رواج روزافزونی داشته و به تدریج اما به طور مستمر به یکی از فعالترین عرصه های اشتغال در بیرون و داخل مراکز آموزشی تبدیل شده است .

وجود تعداد کثیری دانشجو و استاد ، چاپ و انتشار هزاران عنوان مقاله ، کتاب ، تحقیق و برگزاری صدها سمینار ، گواهی بر پویایی عرصه رسانه ها و فعالیت های آموزشی و پژوهشی مرتبط با آن است .

بی تردید ، سیاستگذاری و مدیریت عرصه رسانه های جمعی در کشور ما ، با توسعه هرچه بیشتر آموزش های مربوطه و نیز گسترش کمی و میفی منابع تألیفی و ترجمه ای امکانپذیر است .

اندیشمندان جامعه و نسل جوان نیاز به درک جهان معاصر دارند و پاسخگویی به این نیاز گسترده ، از طریق هدایت هدفمند افراد جامعه در جهان آینده ضرورتی غیرقابل انکار است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:57  توسط ن-کاکاوند  | 

 

 اهدافی که ارزش بالا برای روابط عمومی ها دارند، عبارتند از:

  1. در راستای تداوم و گسترش ارتباط متقابل و در جهت حفظ و ارتقای موقعیت واعتبار سازمان بایستی ...

-         سیاست های برون سازمانی ارتقاء داده شود.

-         تفاهم نامه و قراردادهای دو جانبه، چند جانبه منعقد شود.

-         همکاری نزدیکی با شرکتهای مجاور وجود داشته باشد.

-         با موسسات تحقیقاتی مربوطه همکاری نزدیک برقرار شود.

2. برای ارتقاء کیفیت مدیریت و سازماندهی:

-         تامین نیازهای اساسی کلیه کارکنان

-         ایجاد جو انعطاف پذیری وتطبیق در برابر مسائل خاص وتغییرات رخ داده

3. تشکیل، ریاست وتدوین شرح وظایف شورای سیاستگذاری روابط عمومی متشکل از     بالاترین مقام سازمان یا معاون یا نماینده او، مسئول روابط عمومی ومعاونش، کارشناسانی از داخل سازمان، مشاورانی از خارج سازمان و دیگر افراد مرتبط به منظور تعیین سیاستهای کلی ارتباطی وتبلیغی سازمان و تعیین خط مشی های کلی در زمینه های لازم و اتخاذ تصمیم های حساس.

4.  ارتباط با بخش های مختلف سازمان به منظور دریافت و شناخت لوازم وامکانات مورد نیاز روابط عمومی یا بخشهای مختلف سازمان، برقراری نظام تعهدات سازمان در برابر همکاران و طرف های قرارداد روابط عمومی.

5. ایجاد حسن ارتباط و تفاهم با همکاران وایجاد احساس رضایت ومشارکت در آنها.

 پی ریزی و ایحاد روابط حسنه با کارکنان مراکز با استفاده از فنون ارتباطی وارائه خدمات مناسب به آنان به منظور جلب مشارکت ، تقویت روحیه و تعلقات سازمانی.

6. صدور دستور لازم برای اجرای کارها و تقسیم کار بین بخش های مختلف روابط عمومی، تعیین خط مشی اجرایی فعالیتها، ایجاد هما هنگی میان بخش ها و فعالیت آنها وپیگیری و نظارت بر حسن اجرای کار.

7. بررسي كليه جرايد و اخبار مرتبط با فعاليتهاي سازمان بمنظور پي بردن به نقطه نظرات و ديدگاههاي مختلف.

8. برقراري ارتباط با رسانه هاي گروهي و ترتيب مصاحبه مقامات سازمان با مطبوعات و رسانه هاي ديگر.

9. فراهم آوردن امكانات مورد نياز از قبيل وسايل صوتي، تصويري و ...

10. هماهنگي لازم به منظور مصاحبه هاي مطبوعاتي و ضبط سخنرانيها جهت تدوين و تكثير آن براي همكاران.

11. تهيه پيامهاي تبريك و تسليت، طراحي نمودارها و پلاكاردها به مناسبت هاي مختلف.

12. انجام امور مربوط به آيين نامه هاي مصوب در مورد هماهنگ كردن تبليغات، اجرای  برنامه های تبلیغاتی در محدوده حوزه فعایت روابط عمومی، متناسب باطرح جامع ونظامنامه مصوب تبلیغات.

13.  جمع بندي و تهيه فعاليتهاي سازمان در مقاطع مختلف جهت درج در نشريات و      بولتن هاي خبري سازمان.

14. نظارت بر انجام كار انتشار نشريه و بولتن هاي خبري.

15. نظارت بر توزيع نشريات بين دستگاههاي اجرايي و واحدهاي ذيربط.

16. همكاري و هماهنگي با واحدهاي روابط عمومي ساير دستگاهها.

17. تهيه گزارش از بازديدها و سفرها و ماموریت های کاری.

18. هماهنگي در برگزاري همايشها، كنفرانسها، سمينارها و سایر جلسات.

19. نیازسنجی آموزشی رؤسا و کارشناسان جهت ارتقاء سطح علمی آنان.

20. نیازسنجی و اقدام به اجرای طرح ورزش کارکنان (بانوان- آقایان)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:38  توسط ن-کاکاوند  | 

 

با سنجش‌ اثربخشي‌ آموزشها مي‌توان‌ نقاطقوت‌ و ضعف‌ برنامه‌ها را تشخيص‌ داد و از اين‌ طريق‌ به‌ شناخت‌ لازم‌ براي‌ طراحي‌ برنامه‌هاي‌ با كيفيت‌تر دست‌ يافت.

از شاخصها و روشهاي‌ مطرح‌ در زمينه‌ اثربخشي‌ سازماني‌ مي‌توان‌ در راستاي‌ سنجش‌ اثربخشي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ استفاده‌ كرد.

هنگام‌ استفاده‌ از روش‌ مبتني‌ بر نيل‌ به‌ هدف‌ براي‌ سنجش‌ اثربخشي‌ ابتدا بايد به‌ شناسايي‌ هدفهاي‌ آموزش‌ پرداخت.

مزيت‌ روش‌ مبتني‌ بر تامين‌ رضايت‌ گروههاي‌ ذينفع‌ اين‌ است‌ كه‌ با اجراي‌ آن‌ عوامل‌ محيطي‌ و درون‌ سازماني‌ نيز موردارزيابي‌ قرار مي‌گيرند.

براي‌ ارزشيابي‌ برنامه‌ها و فعاليتهاي‌ آموزشي‌ و ميزان‌ اثربخشي‌ آنها بايد از شاخصهاي‌ پويا و جامع‌ سود جست.

مقدمه‌

‌آموزش‌ و بهسازي‌ منابع‌ انساني‌ در عصر كنوني‌ به‌ لحاظ‌ شرايط‌ خاص‌ زماني، يكي‌ از وظايف‌ اجتناب‌ناپذير سازمانها و موسسات‌ محسوب‌ مي‌شود. اين‌ مهم‌ اصولاً‌ درغالب‌ «برنامه‌هاي‌ آموزشي» مدون، كوتاه‌مدت‌ يا درازمدت‌ به‌اجرا درمي‌آيد. در اين‌ راستا، هر برنامه‌ آموزشي‌ ازنظر علمي، سه‌ مرحله‌ مستقل‌ و درعين‌ حال‌ مرتبط‌ به‌ هم‌ را داراست. اين‌ مراحل‌ عبارتند از: الف‌ - برنامه‌ريزي، ب‌ - اجرا، ج‌ - ارزشيابي. لذا اين‌ مقاله‌ سعي‌ دارد بخشي‌ از دانش‌ و متدولوژي‌ مرتبط‌ با مرحله‌ ارزشيابي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ را موردبحث‌ قرار دهد. به‌عبارت‌ ديگر مبحث‌ حاضر درپي‌ پاسخ‌ به‌ سه‌ سوال‌ زير است:

الف‌ - ضرورت‌ سنجش‌ اثربخشي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ چيست؟

ب‌ - براي‌ تحقق‌ اين‌ مهم‌ رويكردها يا روشهاي‌ علمي‌ كدامند؟

ج‌ - درهر يك‌ از اين‌ روشها چه‌ شاخصهايي‌ را مي‌توان‌ به‌كاربرد؟

‌از آنجا كه‌ هنوز دانشمندان‌ علوم‌ سازماني‌ از «اثربخشي‌ سازماني» تعريف‌ خاصي‌ را ارائه‌ نكرده‌اند، لذا بيان‌ يك‌ تعريف‌ مشخص‌ از «اثربخشي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي» علمي‌ نيست. به‌ بيان‌ ديگر، چون‌ مفهوم‌ اثربخشي‌ سازماني‌ در قالب‌ رويكردها يا روشهاي‌ پنجگانه‌ (شامل‌ رويكردهاي‌ نيل‌ به‌ هدف، تامين‌ منابع، فرايندهاي‌ دروني، رضايت‌ عوامل‌ ذينفع‌ و ارزشهاي‌ رقابتي) موردبحث‌ و ارزشيابي‌ قرار مي‌گيرد، لذا براي‌ تبيين‌ مفهوم‌ «اثربخشي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي» مي‌توان‌ از اين‌ رويكردها بهره‌جست. ضمناً‌ ارزشيابي‌ كيفيت‌ فعاليتها، يكپارچگي‌ و اثرات‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ مطابق‌ هريك‌ از رويكردهاي‌ مطروحه‌ در خصوص‌ اثربخشي‌ سازماني، مي‌تواند بينشها و اطلاعات‌ خاصي‌ را دراختيار متوليان‌ امور قرار دهد.

‌به‌طوركلي، تعيين‌ اثربخشي‌ سازمان‌ درپي‌ پاسخ‌ به‌ اين‌ سوالها است‌ كه‌ «عملكرد فلان‌ واحد يا سازمان‌ تا چه‌ اندازه‌ خوب‌ است؟» و «عملكرد فلان‌ واحد يا سازمان‌ تاچه‌ اندازه‌ بايد بهتر شود؟» واحد يا فعاليتهاي‌ آموزشي‌ نيز از اين‌ امر مستثني‌ نيستند. بدين‌ترتيب‌ ازطريق‌ تعيين‌ ميزان‌ اثربخشي‌ عمليات‌ آموزشي‌ مي‌توان‌ قضاوت‌ كرد كه‌ عملكرد برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ تاچه‌ اندازه‌ مطلوبيت‌ دارد و تاچه‌ اندازه‌ بايد بهبود يابد؟ به‌علاوه‌ «زماني‌ كه‌ جنبه‌هاي‌ مختلف‌ فرايند تدريس‌ و آموزش‌ ارزشيابي‌ مي‌گردد تدوين‌ معيارهايي‌ كه‌ مبناي‌ قضاوت‌ باشند موضوعي‌ بااهميت‌ است. همچنين‌ ارزشيابي‌ بايد مبتني‌ بر اصول‌ و روش‌ باشد». بدين‌لحاظ‌ پس‌ از بررسي‌ ضرورت‌ سنجش‌ اثربخشي‌ فعاليتهاي‌ آموزشي، رويكردها (روشها) و معيارهاي‌ مناسب‌ درهريك‌ از روشها ارائه‌ مي‌گردد. به‌طوركلي‌ ضرورت‌ تعيين‌ اثربخشي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ عبارتند از:

1 - تعيين‌ بازده‌ آموزش: عمده‌ترين‌ هدف‌ آموزش‌ و بهسازي‌ نيروي‌ انساني‌ توسعه‌ سرمايه‌ انساني‌ در سازمانهاست. سرمايه‌ انساني‌ در سازمانها «عبارتست‌ از مهارتها، ظرفيتها و توانائيهايي‌ كه‌ افراد در فرايند آموزش‌ تحصيل‌كرده‌ و موجب‌ بهره‌وري‌ بيشتر عمليات‌ سازماني‌ مي‌شوند. يعني‌ انواع‌ آموزشهاي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ كه‌ نهايتاً‌ به‌ اعتلأ كيفيت‌ نيروي‌ كار منجر مي‌گردد، همه‌ نوعي‌ سرمايه‌گذاري‌ در سرمايه‌ انساني‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد». درواقع‌ تمامي‌ هزينه‌هاي‌ مادي‌ (مثل‌ پول) و غيرمادي‌ (مانند فرصتهاي‌ ازدست‌ رفته) كه‌ در جريان‌ آموزش‌ صرف‌ مي‌شوند نوعي‌ سرمايه‌گذاري‌ روي‌ منابع‌ انساني‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند زيرا در شرايط‌ مطلوب‌ آموزش‌ فرصت‌ افزايش‌ بهره‌وري‌ را براي‌ شخص‌ و درنهايت‌ براي‌ سازمان‌ و جامعه‌ فراهم‌ مي‌كند. «بدين‌ لحاظ‌ فرهنگ‌ امروزي‌ آموزش‌ آن‌ را سرمايه‌گذاري‌ قلمداد مي‌كند».
‌درخصوص‌ بحث‌ فوق‌ اين‌ سوال‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ چگونه‌ مي‌توان‌ بازده‌ اين‌ نوع‌ سرمايه‌گذاري‌ را تعيين‌ كرد؟ در پاسخ‌ به‌ سوال‌ مذكور بايد درنظر داشت‌ كه‌ ره‌آورد فعاليتهاي‌ آموزشي‌ «افزايش‌ و ايجاد دانش‌ و مهارتهاي‌ سرمايه‌اي‌ يا واسطه‌اي» است. بدين‌معني‌ كه‌ دانش‌ يا مهارتهاي‌ اكتسابي‌ در فرايند آموزش، به‌خودي‌ خود قابل‌ مصرف‌ نيستند، بلكه‌ آنها ويژگيها يا عوامل‌ لازم‌ براي‌ افزايش‌ كارآيي‌ و اثربخشي‌ عمليات‌ هستند. به‌عبارت‌ روشنتر بهره‌دهي‌ آموزشهاي‌ غيررسمي‌ در درجه‌ اول‌ درقالب‌ افزايش‌ دانش، بهبود عملكرد فكري‌ و شغلي‌ كاركنان‌ متبلور مي‌شود، بنابراين، ازطريق‌ سنجش‌ ميزان‌ افزايش‌ آگاهيها، بهبود مهارتهاي‌ شغلي‌ و قابليتهاي‌ اكتسابي‌ جديد مي‌توان‌ بازده‌ هزينه‌هاي‌ مصروفه‌ درجهت‌ آموزش‌ را توجيه‌ كرد. به‌طوركلي‌ «هزينه‌هاي‌ مصرف‌ شده‌ در فرايند آموزش‌ دليل‌ موجهي‌ بر لزوم‌ ارزشيابي‌ اثربخشي‌ آموزشها مي‌باشد».

2 - ارتقأ كيفيت‌ آموزش: اخيراً‌ بحث‌ «كيفيت» در قلمرو انواع‌ آموزش‌ (رسمي‌ و غيررسمي) به‌ موضوع‌ مهمي‌ تبديل‌ شده‌ است. به‌طوركلي‌ كيفيت‌ در رابطه‌ با آرمانها و شرايط‌ مطلوب‌ هر سازمان‌ و واحدهاي‌ تابعه‌ آن‌ مطرح‌ است. براين‌ اساس‌ يك‌ برنامه‌ آموزشي‌ با كيفيت‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ روشني‌ ماموريت‌ و اهداف‌ خود را مطابق‌ نيازها و انتظارات‌ مشتري‌ (افراد، سازمان) بيان‌ كرده‌ و در تحقق‌ آنها اثربخش‌ و كارآمد است.

‌ارتقاي‌ كيفيت‌ آموزش‌ به‌ بهبود مستمر عملكرد فرايندها و عمليات‌ آموزشي‌ اشاره‌ دارد. لذا براي‌ بهسازي‌ مداوم‌ عملكرد يا نتايج‌ فراگردها و فعاليتهاي‌ آموزشي، بايد داده‌ها و اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ كارايي‌ و اثرات‌ بيروني‌ و دروني‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ را به‌صورت‌ بازخورد در چرخه‌ عمليات‌ آموزشي‌ وارد ساخت. درواقع‌ بازخورد عبارتست‌ از اطلاعات‌ اكتسابي‌ درخصوص‌ وضعيت‌ فعاليتها و برونداد سيستم‌هاي‌ آموزشي‌ و اثرات‌ آنها، كه‌ از طريق‌ تلاشهاي‌ رسمي‌ و نظامدار حاصل‌ مي‌گردد. بدين‌ترتيب، ازطريق‌ سنجش‌ اثربخشي‌ آموزشها مي‌توان‌ نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ برنامه‌ها را تشخيص‌ داده‌ و اطلاعات‌ و شناخت‌ لازم‌ را براي‌ طراحي‌ برنامه‌هاي‌ با كيفيت‌تر كسب‌ كرد.

3 - توسعه‌ اعتماد جمعي: پيگيري‌ و موردچالش‌ قرار دادن‌ اثرات‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ به‌ سه‌ طريق‌ مي‌تواند درخصوص‌ فعاليتهاي‌ آموزشي‌ نگرش‌ مثبت‌ و اعتماد ايجاد كرد:

‌اولاً‌ بخشي‌ از رسالت‌ عمده‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ توسعه‌ حرفه‌اي‌ و پرورش‌ قابليتهاي‌ فكري‌ و عملي‌ جديد در اعضاي‌ سازمان‌ است. ازطرف‌ ديگر، سياستگذاران‌ و گروه‌ مديريت‌ ارشد سازمانها اهل‌ حساب‌ و كتابند. يعني‌ بيشتر برآنند تا از نتايج‌ خطمشي‌هاي‌ اعمال‌ شده‌ و فعاليتهاي‌ به‌عمل‌ آمده‌ در بخشهاي‌ مختلف‌ به‌طور مشخص‌ آگاهي‌ يابند. لذا كارگزاران‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ با ارائه‌ گزارش‌ و استناد بر يافته‌ها و شواهدي‌ (پژوهشي) كه‌ مؤ‌يد اثربخشي‌ آموزشها در افزايش‌ بهره‌وري‌ و توسعه‌ سازماني‌ هستند، مي‌توانند اعتماد مديريت‌ عالي‌ سازمان‌ را نسبت‌ به‌ جايگاه، اهميت‌ و اعتبار آموزشها تحكيم‌ بخشند.

‌ثانياً‌ مطالعات‌ هاثورن‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ فعاليتها و نتايج‌ تلاشهاي‌ افراد موردنظر واقع‌ شده‌ و به‌ نقطه‌ نظراتشان‌ ترتيب‌ اثر داده‌ مي‌شود، دلگرمي، اعتماد و رضايت‌ آنان‌ بهبود مي‌يابد. چنين‌ شرايطي‌ مي‌تواند موجب‌ انگيزش‌ دروني‌ درخصوص‌ وظايف‌ محوله‌ گردد. بنابراين، تلاشهاي‌ سنجيده‌اي‌ كه‌ در قالب‌ مصاحبه‌هاي‌ انفرادي، بحثهاي‌ گروهي، نظرخواهي‌هاي‌ كتبي‌ براي‌ ارزشيابي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ - درحين‌ دوره‌ يا پس‌ از آن‌ به‌عمل‌ مي‌آيند و به‌علاوه‌ راهكاري‌ عملي‌ كه‌ براي‌ اجابت‌ خواسته‌ها و نظرات‌ اعضا به‌اجرا درمي‌آيد، مي‌تواند در افزايش‌ اهميت‌دهي‌ و عنايت‌ اعضا نسبت‌ به‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ نقش‌ بسزايي‌ را ايفا كند. ثالثاً‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ همانند ديگر برنامه‌هاي‌ سازماني‌ داراي‌ فرايندي‌ منظم‌ و علمي‌ هستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:47  توسط ن-کاکاوند  | 

کجاست هنرهشتم؟
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:52  توسط ن-کاکاوند  | 

ماده واحده - از تاريخ تصويب اين قانون، كليه محاكم عمومي، انقلاب و نظامي دادسراها و ضابطان قوه قضائيه مكلفند در انجام وظايف قانوني خويش موارد ذيل را به دقت رعايت و اجراء كنند. متخلفين به مجازات مندرج در قوانين موضوعه محكوم خواهند شد:
1 - كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تامين و بازداشت موقت مي بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.
2 - محكوميت ها بايد بر طبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و راي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر (در صورت نبودن قانون) قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هر كس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد.
3 - محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند.
4 - با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرايم و مطلعان از وقايع و كلا در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملا مراعات گردد.
5 - اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضايي ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.
6 - در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.
7 - بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا اقدام هاي خلاف قانون خودداري ورزند.
8 - بازرسي ها و معاينات محلي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيايي كه ارتباطي به جرم نداشته و يا به متهم تعلق ندارد و افشاي مضمون نامه ها و نوشته ها و عكس هاي فاميلي و فيلم هاي خانوادگي و ضبط بي مورد آنها خودداري گردد.
9 - هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيت شرعي و قانوني نخواهد داشت.
10 - تحقيقات و بازجويي ها، بايد مبتني بر اصول و شيوه هاي علمي قانوني و آموزش هاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديده گرفته و در اجراي وظايف خود به روش هاي خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدي صورت گيرد.
11 - پرسش ها بايد، مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابي باشد و از كنجكاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غيرموثر در پرونده مورد بررسي احتراز گردد.
12 - پاسخ ها به همان كيفيت اظهارشده و بدون تغيير و تبديل نوشته شود و براي اظهاركننده خوانده شود و افراد باسواد در صورت تمايل، خودشان مطالب خود را بنويسند تا شبهه تحريف يا القاء ايجاد نگردد.
13 - محاكم و دادسراها بر بازداشتگاههاي نيروهاي ضابط يا دستگاههايي كه به موجب قوانين خاص وظايف آنان را انجام مي دهند و نحوه رفتار ماموران و متصديان مربوط با متهمان، نظارت جدي كنند و مجريان صحيح مقررات را مورد تقدير و تشويق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانوني شود.
14 - از دخل و تصـرف ناروا در اموال و اشياي ضبطي و توقيفي متهمان، اجتناب نموده و در اولين فرصت ممكن يا ضمن صدور حكم يا قرار در محاكم و دادسراها نسبت به اموال و اشياء تعيين تكليف گردد و مادام كه نسبت به آنها اتخاذ تصميم قضايي نگرديده است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گرديده و در هيچ موردي نبايد از آنها استفاده شخصي و اداري به عمل آيد.
15 - رئيس قوه قضائيه موظف است هياتي را به منظور نظارت و حسن اجراي موارد فوق تعيين كند. كليه دستگاههايي كه به نحوي در ارتباط با اين موارد قرار دارند موظفند با اين هيات همكاري لازم را معمول دارند. آن هيات وظيفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانين، علاوه بر مساعي در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نيز از طريق مراجع صالح برخورد جدي نموده و نتيجه اقدامات خود را به رئيس قوه قضائيه گزارش نمايد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز سه شنبه مورخ پانزدهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ
16/2/1383 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است. رئيس مجلس شوراي اسلامي - مهدي كروبي

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:3  توسط ن-کاکاوند  | 

 از آنجا كه حفظ كرامت و ارزش والاي انساني و احترام به آزاديهاي مشروع و حقوق شهروندي و رعايت اصول و ارزشهاي اسلامي در گرو اقدامات صحيح و عادلانه مسئولان قضائي، انتظامي و اطلاعاتي كشور مي باشد، توجه كليّه قضات شريف ضابطين، بازجويان و ناظران زندانها و بازداشتگاههاي سراسر كشور را به نكات ذيل جلب مي نمايم.

1- كشف و تعقيب جرائم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تأمين و بازداشت موقت مي بايد مبتني بر رعايت قوانين و باحكم و دستور قضائي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت غيرقانوني و يا بازداشتهاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.

2- محكوميت ها بايد بر طبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و رأي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هركس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد.

3- محاكم و دادسراها حق دفاع را از متهمين و مشتكي عليهم سلب نكنند و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان همواره فراهم نمايند.

4- با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرائم و مطّلعان از وقايع و كلاً در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملاً مراعات گردد.

5- اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرر، پرونده به مراجع صالح قضائي ارسال شود و حتي الامكان خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.

6- در جريان دستگيري و بازجوئي يا استطلاع و تحقيق از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.

7- بازجويان و مأموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا ً اقدامهاي خلاف متعارف، خودداري ورزند و بجاي آن از شيوه هاي علمي و فنّي تحقيق و بازجوئي و تكنيكهاي مدرن استفاده شود.

8- بازرسيها و معاينات محلّي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيائي كه ارتباطي به جرم نداشته يا به متهم تعلق ندارد و افشاي مضمون نامه ها و نوشته ها و عكسهاي فاميلي و فيلمهاي خانوادگي و ضبط بي مورد آنها خودداري گردد.

9- هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ قرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيّت شرعي و قانوني نخواهد داشت.

10- تحقيقات و بازجوئيها، بايد مبتني بر اصول و شيوه هاي علمي و آموزشهاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديده گرفته و در اجراي وظايف خود به روشهاي خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدي صورت گيرد.

11- پرسشها بايد، مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابي باشد و از كنجكاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و سئوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غير مؤثر درپرونده مورد بررسي احتراز گردد.

12- پاسخها به همان كيفيت اظهار شده و بدون تغيير و تبديل نوشته شود و براي اظهاركننده خوانده شود و افراد با سواد در صورت تمايل، خودشان، مطالب خود را بنويسند تا شبهة تحريف يا القاء ايجاد نگردد.

13- محاكم و دادگستريها بر بازداشتگاههاي نيروهاي ضابط يا دستگاههايي كه به موجب قوانين خاص وظايف آنان را انجام مي دهند و نحوه رفتار مأمورين و متصديان مربوط با متهمان، نظارت جدي كنند و مجريان صحيح مقررات را مورد تقدير و تشويق قرار دهند و با متخلّفان برخورد قانوني شود.

14- از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشياي ضبطي و توقيفي متهمان، اجتناب و در اولين فرصت ممكن يا ضمن صدور حكم با قرار در محاكم و دادسراها نسبت به اموال و اشياء تعيين تكليف گردد و مادام كه نسبت به آنها اتخاذ تصميم قضائي نگرديده است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول و در هيچ موردي نبايد از آنها استفاده شخصي و اداري به عمل آيد.

15- با هيأتي كه براي نظارت بر اجراي اين موارد تعيين شده اند، همكاريهاي لازم معمول شود.

 آن هيأت وظيفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانين، علاوه بر مساعي در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نيز از طريق مراجع صالح برخورد جدي و نتيجه اقدام خود را به اين جانب گزارش نمايد.

 

 :شاهرودی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 14:2  توسط ن-کاکاوند  | 

  

در عصر امروز در حاليكه صنعت ظرفيت‌‌هاي شگرفي يافته و افزايش ميزان توليد موجب شكسته شدن مرزهاي فيزيكي كشورها و تلاش براي يافتن بازار‌هاي بكر و جديد شده است، رقابت امري محتوم است. رقابتي سخت و جان‌فرسا و حياتي در جهان براي كسب سهم بيشتر بازار، فروش بالاتر يا مقبوليت بيشتر نزد مشتري و خريدار. صنعت خودرو امروزه در جهان ميليون‌ها ظرفيت مازاد دارد و اين يعني اين صنعت با كوچكترين تغييري در شرايط و جغرافياي بازار مي‌تواند با توليد محصولاتي با كيفيت بالا سيلي از توليد را روانه بازارهاي تازه كند و آنها را به تسخير خود درآورد. بنابراين:

1- شرايط مساعد كنوني براي خودروسازان داخلي ديري نخواهد پاييد و در كوتاهترين زمان ممكن حصار اين بازار از هم گسسته مي‌شود و هجوم محصولاتي باكيفيت و زرق و برق بالا محصولات داخلي را از گردونه رقابت بيرون مي‌اندازد. شرايط فعلي يك فرصت است اما فرصتي كوتاه كه به زودي تهديد خواهد شد بنابراين بايد خود را براي اين تهديد آماده كنيم.

2- آمادگي براي مقابله با مشكلات بايد در همه شئون و جوانب باشد. تدوين استراتژي مناسب و بازار‌يابي تا طراحي و توليد و فروش و خدمات پس از فروش و ادامه اين چرخه.

يكي از فعاليت‌هاي مهم براي حفظ بازار و اعتبار شركت، خدمات پس از فروش است. خدمات پس از فروش خودرو كه چند سالي است در كشور ما به صورت جدي فعال شده است شامل مواردي چون ضمانت تحويل كالا در محل مناسب به مشتري، ارائه خدمات گارانتي و رفع ايرادات فني خودرو مي‌باشد.

اين خدمات در تمام دنيا به شكلي گسترده و فراگير ارائه مي‌شود. در ايران نيز با گسترش فعاليت نمايندگي‌ها، خدمات‌رساني در حوزه گارانتي افزايش يافته است ولي در گذشته به دليل نداشتن آگاهي، امور گارانتي و خدمات‌رساني متداول نبود اما با گستردگي ارتباطات، مراودات بين‌المللي و آگاهي‌هاي مردم، ميزان خدمات‌رساني و كيفيت آن ارتقاء يافت.

بازار انحصاري خودرو، شرايط خاص خود را تحميل مي‌كند ولي در حالت رقابتي براي كسب سهم بيشتري از بازار، كيفيت خودبه‌خود بالاتر مي‌رود. در ايران نيز قبل از اينكه وزارت صنايع خودروسازان را مجبور به اعطاي خدمات گارانتي كند، چنين شرايط انحصاري حاكم بود. ولي با بخشنامه وزارت صنايع خودروسازان به ارائه خدمات پس از فروش پرداختند. امروزه به دليل انتقال فناوري و تكنولوژي وضعيت خدمات‌رساني بهتر شده، ولي هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب راه درازي در پيش است.

متأسفانه در كشور ما برخي از توليدكنندگان به دلايلي از جمله، قيمت ارزانتر و جلوگيري از توقف خط توليد از قطعات نامناسب استفاده مي‌كنند كه بكار بردن چنين روش‌هايي قطعاً‌ علاوه بر بالابردن هزينه‌هاي خدمات پس از فروش، صنعت خودروسازي را نيز با بحران مواجه مي‌سازد. خدمات پس از فروش در دنيا به اهرمي براي رقابت تبديل شده است. به اين ترتيب خريداران به خدمات پس از فروش ارائه شده توسط شركت نيز توجه مي‌كنند. در چنين حالتي شعار معروفق با مشتري است" معنا و مفهوم پيدا مي‌كند. آيا در ايران نيز حق با مشتري است؟

در واقع ادامه ارائه خدمات بعد از فروش اطمينان بخشيدن به مشتري از كيفيت و كاهش هراس بعد از خريد كالا است و باعث جذب مشتري مي‌شود و بيانگر نقش مشتري‌مداري در بهبود كيفيت ارائه خدمات بعد از فروش است.

موفق‌تـرين برنامه‌هاي TQM كه تاكنون به انجام رسيده‌ آنهائي بوده‌اند كه كيفيت را از دريچه مشتريان نگريسته و تعريف كرده‌اند. در واقع هدف اوليه سازمان بايد دستيابي به بالاترين سطح رضايت مشتريان در نظر گرفته شود، نه سود بيشتر زيرا رضايت آنان به خودي‌خود روند افزايش سود را به همراه خواهد داشت.

براي داشتن سياست مشتري‌مداري و بهبود كيفيت در ارائه خدمات بعد از فروش توجه يكسان به تمامي مشتريان لازم است. كليه خدمات سازمان بايد مستند باشد و به صورت الگوريتم‌ها و دستورالعمل‌هائي كارا در اختيار تمامي كاركنان مرتبط با مشتري قرار گيرد. موفقيت هر شركت در گرو رضايت و تائيد مشتريان آن است. به همين دليل بايد به نظر همه آنان توجه كرده و براي آنان ارزش قائل شد.

در هر حال مشتري‌مداري و كسب رضايت مشتري با كيفيت مطلوب در ارائه خدمات، غير از نگهـداري دائمي مشتريان براي سازمان باعث جلب مشتريان جديد خواهد شد. تائيد و سفارش يك مشتري راضي از كيفيت به اطرافيان خود اثري به مراتب بيشتر از تبليغات رسمي دارد. اين نكته در هر جا اساسي است و بر خلاف تصور بسياري، فروش كالا انتهاي مسير نيست. آمار نشان مي‌دهد در حدود بيست درصد از رضايت مشتريان پس از خريد كالا و در ارائه خدمات پس از فروش به دست مي‌آيد.

بعد از رضايت مشتريان از محصول بايد در پي اقداماتي بود تا مشتريان راضي را به مشتريان مستمر تبديل كرد. بنابراين مي‌توان با پياده‌سازي سيستم‌ها و راهكارهاي مناسب، علاوه بر كاهش هزينه‌هاي زياد خدمات پس از فروش، در حفظ و استمرار مشتري نيز گام‌هايي برداشت.

همانطور كه گفته شد با توجه به اينكه صنعت خودرو به‌ عنوان يكي از صنايع پرچمدار جهاني شدن مي‌باشد، تلاش تمامي سازندگان خودرو در دنيا در جهت بدست آوردن بازار‌هاي جديد و حفظ بازارهاي قديمي مي‌باشد. در اين راستا يكي از عوامل مؤثر، قيمت محصول مي‌باشد كه خود قيمت نيز وابسته به هزينه‌هاي تمام شده مي‌باشد.

در استراتژي كاهش هزينه، يك مدير جهت تحصيل سهم بهينه بازار، قيمت كالا و خدمات توليدي خود را باتوجه به وضعيت بازار تعيين مي‌كند. براي فروش محصول به قيمت پائين احتياج به محصولاتي با بهاي تمام شده پائين است.

يكي از هزينه‌هاي غيرمشهود، هزينه خدمات بعد از فروش در مدت گارانتي محصول مي‌باشد. در صورتي كه در مدت گارانتي قطعه‌اي معيوب گردد كه منجر به تعويض آن شويم، جدا از هزينه‌هاي ارائه خدمات يعني پرسنل، مكان و ... هزينه تعويض يك قطعه معيوب نيز بر عهده شركت گذاشته مي‌شود البته شايد اين امر به اشتباه اينگونه تعبير شود كه خدمات پس از فروش، نه تنها هزينه نيست بلكه نوعي سرمايه‌گذاري است. اين حرف زماني رنگ واقعيت به خود مي‌گيرد كه در نهايت اين سرمايه‌گذاري موجب افزايش رضايت مشتري و تبديل مشتري به مشتري مستمر گردد كه در اين حالت اين سرمايه‌گذاري منجر به سودآوري براي شركت خواهد شد. اما متأسفانه بسياري از خرابي قطعات خودرو در ايران پس از تحويل خودرو به خريدار و در همان اوايل استفاده از خودرو صورت مي‌گيرد. كما اينكه در نمايندگي‌هاي مجاز برخي از خودروسازان شاهد خودروهايي با كاركرد بسيار كم هستيم، به تعبيري ديگر، هيچگاه به مشتري مهلت آن داده نشده است كه از خريد خويش لذت ببرد.

اين عوامل منفي پيامدهايي خواهند داشت كه همچون موانعي سد راه پيشرفت و در نهايت جهاني شدن مي‌باشند. بعضي از اين پيامد‌ها عبارتند از:

-        افزايش قيمت تمام شده محصول

-        تقبل هزينه‌هاي نابجا توسط شركت

-        سلب اعتماد از توانائي‌هاي شركت و عدم تمايل به سرمايه‌گذاري در شركت مربوطه

-        سلب اعتماد از ايمني محصول خريداري شده

-        افزايش نارضايتي مشتريان و در نهايت كاهش مشتريان

-        عدم تبديل مشتري به مشتري مستمر

-        و در نهايت عدم توانايي براي گام نهادن در جاده جهاني‌شدن

شايد به ظاهر گريز از اين نوع مشكلات ناممكن به نظر برسد اما براحتي مي‌توان با استفاده از تجربيات سازندگان بزرگ دنيا و با يك تغيير در نگرش، به نحوه توليد و تهيه قطعات خودرو و پياده‌سازي يك سيستم مناسب، گامي عظيم در راه توسعه و سربلندي صنعت خودروي كشور برداشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 22:23  توسط ن-کاکاوند  | 

 

 نتايج حاصله از ACSI نه تنها شاخصي اقتصادي جهت راندمان اقتصادي كيفيت بلكه اطلاعات مورد نياز در زمينه كاربردهاي تجارت را فراهم مي‌سازد. اين شاخص به عنوان يك ابزار تجاري استراتژيك به منظور كسب مزاياي قابل رقابت عمل نموده و از طريق سرمايه‌گذاري در بحث كيفيت و رضايت مشتري سهام بازار را ارزشمند مي‌سازد، همچنين پيش‌بيني‌كننده هزينه‌هاي مصرف‌كننده و درآمدهاي شركت مي‌باشد.

     مدل ACSI مجموعه‌اي از معادلات تصادفي است كه انتظارات مشتري، كيفيت و ارزش عيني را به رضايت مشتري پيوند مي‌دهد. به نوبه خود، رضايت مشتري نيز به نتايج تعريف شده توسط نارضايتي‌ها و صداقت مشتري كه با تلورانس قيمت و نگهداري مشتري اندازه‌گيري مي‌شود، پيوند خورده است.

     براي بسياري از شركت‌ها، مشتريان دائمي از عوامل اصلي سود مي‌باشند. بنابراين رجوع يك مشتري كليدي براي عملكرد مالي مي‌باشد كه مشتركان حقوقي ACSI  با استفاده از اطلاعات صحيح مالي مي‌توانند ارزش پايه فعلي مشتريان شركتشان را به عنوان يك سرمايه محسوب نمايند.

 

انتظارات مشتري:

     انتظارات يك مشتري، آميزه‌اي از تجربيات وي در زمينه يك محصول يا خدمت و اطلاعات كسب‌نموده از طريق رسانه‌ها، تبليغات، فروشندگان و سخنان ديگر مشتريان مي‌باشد.  انتظارات مشتري بر ارزيابي كيفيت و پيش‌بيني خوب بودن محصول يا خدمت موثر خواهد بود. ( از ديدگاه مشتريان پيش از خريد محصول يا دريافت خدمت).

 

كيفيت عيني: